تو مثلی من نستی
تو
قامت بلند داری
نفسهای در اوج
ارمیش میکشی
تو برگ های سبز داری
برای عملیه فتوسنتز
اکسیژن هدیه میدهی
تو درخت استی
میتوانی سال را
به فصلها تقسیم کنی
و تو میتوانی پائیز باشی
فصلی را زرد بپوشانی
و
تو میتوانی بهار باشی
برگ هایت را سبز کنی
با گل های بخندی
و
میتوانی زمستان باشی
سرد، در انتظاری
ستاره های سفید برف
و
میتوانی به فصل ها
رنگ دهی
تو میتوانی با گنجیشکان
مهربان باشی
با بادهای برقصی
تو
مثلی من نستی
تو به قامت بلندت
مینازی
تو میتوانی نفس
بکشی
اره بهتر ازهمه
تو میتوانی احساس
نداشته باشی
تو مثلی من نستی
تو موهای بلند
داری
که در برخورد
با ابرها تازه میشود
تو را هراسی
تبر است
من را هراس نبودنت
روحالله احمدی
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 22:29  توسط روح الله احمدی |
برچسب: دیوانه,
نویسنده: ساحل زارعی