------------------دلبستگی
گریه چنان کن
که اشک هایت
اخم های صورتت
را خوب آبیاری کند
تا کمی تازه تر گردد.
اخم های خوابیده
بر صورتت
گل های بشکفد
در اشتیاق چشمانت
سیگار روشن کن
دود را
در سینه ات بکش
خوب قاطی شود
با بغض درون سینه ات
آه بکش
و رها کن در هوا
تا آلوده گردد
هوایش
شب را شمع روشن کن
تنهایی هایت را
مهمانی میز سیاه کن
بغض هایت را
خوب گریه کن
خالی شود بر سری کسی
تا پاره گردد
گوشهای ناشنوایش
دانه دانه
در کاغذها سفید
بنویس نفرت هایت
را از او
در اوج دلبستگی.
گریه چنان کن
که اشک هایت
اخم های صورتت
را خوب آبیاری کند
تا کمی تازه تر گردد.
اخم های خوابیده
بر صورتت
گل های بشکفد
در اشتیاق چشمانت
سیگار روشن کن
دود را
در سینه ات بکش
خوب قاطی شود
با بغض درون سینه ات
آه بکش
و رها کن در هوا
تا آلوده گردد
هوایش
شب را شمع روشن کن
تنهایی هایت را
مهمانی میز سیاه کن
بغض هایت را
خوب گریه کن
خالی شود بر سری کسی
تا پاره گردد
گوشهای ناشنوایش
دانه دانه
در کاغذها سفید
بنویس نفرت هایت
را از او
در اوج دلبستگی.
فرار کن
تا آسمان تو اینطور
ابری نمانده
توبه کن
که باران ببارد
تا نمیرد ملتی
در خشک سالی
توبه کن
روح الله احمدی
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 22:31  توسط روح الله احمدی |
